اختبار- فیلم علمی تخیلی Mercy محصول ۲۰۲۶، به کارگردانی تیمور بکمامبتوف، درباره آیندهای است که در آن هوش مصنوعیای به نام Maddox بر مسند قضاوت نشسته و در امور کیفری حکم صادر میکند. متهمان نیز تنها ۹۰ دقیقه برای دفاع از خود فرصت دارند. کریس ریون، کارآگاهی که خودش روزی از این سیستم حمایت میکرد، حالا به قتل متهم شده است. او باید در برابر همان سیستمی از خودش دفاع کند که زمانی به آن اعتماد داشت
هشدار! خطر لو رفتن داستان فیلم
وقتی هوش مصنوعی بر مسند قضاوت مینشیند
فیلم مرسی (Mercy) از آیندهای میگوید که در آن رسیدگی به پروندههای کیفری به دادگاهی به نام مرسی سپرده شده است. داستان در لسآنجلسِ سال ۲۰۲۹ روایت میشود. دادگاهی که در آن هوش مصنوعی بر مسند قضاوت تکیه زده و میتواند هر حکمی صادر کند، حتی حکم اعدام! نام این قاضی هوش مصنوعی Maddox است.

وقتی کریس به هوش میآید، خودش را روی صندلی محاکمه میبیند. دستها و بدنش به صندلی بسته شده و یک نمایشگر بزرگ روبهرویش قرار دارد. تصویر قاضی Maddox روی این نمایشگر ظاهر میشود. قاضی جسم فیزیکی ندارد که روبهروی کریس بنشیند؛ او از طریق همین سامانه با متهم صحبت میکند. پرونده را بررسی میکند و احتمال گناهکاری متهم را سنجش میکند.
در ابتدای محاکمه، سیستم احتمال گناهکاری کریس را ۹۷٫۵ درصد اعلام میکند. برای جلوگیری از اجرای حکم، او باید این عدد را به کمتر از ۹۲ درصد برساند؛ آن هم فقط در ۹۰ دقیقه.
یکی از ویژگیهای مهم سیستم قضایی Mercy، دسترسی Maddox به «ابر شهری» یا Municipal Cloud است؛ شبکهای از دادههای دیجیتال که میتواند تصاویر دوربینهای نظارتی، دوربینهای زنگ در خانهها، دوربینهای روی لباس پلیس، سوابق تلفن و فعالیت کاربران در شبکههای اجتماعی را در اختیار سیستم بگذارد. قاضی Maddox در صورت نیاز میتواند با افراد مختلف تماس بگیرد و از آنها سوال بپرسد. بنابراین متهم (کریس) مجبور نیست برای جستجوی ادله و مدارک از دادگاه بیرون برود تا برای تبرئه خود دلیل و مدرک جمعآوری کند.
تصاویر و پروندهها روی نمایشگر ظاهر میشوند و هرکدام ممکن است مسیر تحقیقات را تغییر دهند.
این دسترسی گسترده در نگاه اول یک مزیت به نظر میرسد: سیستم میتواند در چند لحظه اطلاعاتی را پیدا کند که در تحقیق عادی شاید روزها یا ماهها به طول بکشد. اما فیلم یک پرسش مهم دارد: اگر قاضی میتواند این همه اطلاعات را ببیند، آیا واقعا همه ماجرا را میداند؟
چرا همه شواهد علیه کریس است؟
نیکول، همسر کریس، در خانه به قتل رسیده است. آثار خون روی لباس کریس پیدا شده و تصاویر دوربینهای مداربسته نیز او را در نزدیکی خانه نشان میدهد. شواهدی که او را به مظنون اصلی پرونده تبدیل میکنند. از طرفی، کریس پس از مرگ همکار و دوست صمیمیاش در اداره پلیس، ضربه روحی شدیدی خورده و دوباره به مصرف الکل روی آورده است. این شرایط، زندگی شخصی او را تحت تأثیر قرار داده و رابطهاش با همسرش نیکول را نیز به تنش کشانده بود.
کریس وقتی در دادگاه به هوش میآید چیز زیادی از شب قتل به یاد نمیآورد و نمیتواند بگوید آن شب دقیقا چه اتفاقی افتاده است. همین فراموشی، در کنار شواهد موجود، او را در موقعیت دشواری قرار میدهد؛ چون باید برای اثبات بیگناهی خود تلاش کند.
برای پایین آوردن درصد اتهام، کریس باید روایت دیگری از اتفاقات پیدا کند؛ روایتی که با شواهد موجود سازگار باشد و توضیح دهد چه کسی و چرا نیکول را به قتل رسانده است.
راب نلسون کیست و کریس چطور به او مشکوک میشود؟
در جریان تحقیقات، کریس متوجه میشود که همسرش نیکول، پیش از مرگ درباره ناپدیدشدن مواد شیمیایی از محل کارش پیگیریهایی کرده بود. او با کمک قاضی Maddox، ایمیلهای کاری نیکول و اطلاعات مربوط به همکارانش را بررسی میکند. در میان آنها، نام هولت چارلز به چشم میخورد؛ همکار نیکول که مشکلات مالی دارد و درباره مواد شیمیایی گمشده با مردی به نام راب نلسون صحبت کرده است.
راب برای کریس غریبه نیست. او دوست صمیمی کریس در جلسات ترک اعتیاد الکل بوده و در دورهای که کارآگاه با اعتیادش دستوپنجه نرم میکرد، به او کمک میکرد. به همین دلیل، کریس در ابتدا به او شک نمیکند. تا اینجا مظنون اصلی از نظر او هولت است.
اما وقتی کریس تلاش میکند با راب تماس بگیرد، هولت پاسخ میدهد. هولت توضیح میدهد که خودش مواد شیمیایی را سرقت نکرده و در واقع به راب کمک میکرده است. به گفته او، راب مسئول ناپدیدشدن مواد بوده و مدتی است درگیر این ماجراست. بعد از این تماس، کریس برای اولین بار به راب مشکوک میشود
همزمان، کریس سراغ ویدئوها و پستهای شبکههای اجتماعی دخترش بریت، میرود. بررسی تصاویر مهمانیای که چند روز پیش از قتل در خانهشان برگزار شده بود، نشان میدهد غریبهای پس از آن مهمانی در زیرزمین خانه پنهان شده است. کریس سپس از Maddox میخواهد تصاویر دوربینهای امنیتی اطراف خانه را بررسی کند. دوربین همسایه حرکت مشکوکی را میان بوتهها ثبت کرده و تصاویر یک پارکینگ نیز مردی را نشان میدهند که از صندوق عقب یک خودرو بیرون میآید. با بررسی بیشتر، مشخص میشود آن مرد راب نلسون است.
حالا کریس چند سرنخ مستقل در اختیار دارد: راب با مواد شیمیایی گمشده ارتباط دارد، هولت او را مسئول این ماجرا میداند و تصاویر دوربینها نیز حضور مشکوک او را در اطراف خانه نشان میدهند. کریس که احتمال میدهد راب در قتل نیکول نقش داشته باشد، از جاق دیالو، همکار پلیسش میخواهد با نیروهای ویژه به خانه او برود. کریس به آنها هشدار میدهد که ممکن است راب مسلح باشد.
وقتی مأموران به خانه راب میرسند، او آنجا نیست؛ اما در محل، مواد شیمیایی سرقتشده و نقشههای دقیقی برای ساخت بمب پیدا میکنند. حالا روشن است که راب فقط مظنون به قتل نیست و احتمالا نقشهای بزرگتر در سر دارد.
انگیزه راب؛ انتقام از هوش مصنوعی که برادرش را اعدام کرد
در ادامه، Maddox سوابق خانوادگی راب را بررسی میکند و مشخص میشود برادری بنام دیوید دارد. دیوید نخستین فردی بود که توسط سیستم قضایی Mercy به اعدام محکوم شد.
این کشف، قطعات پراکنده پرونده را کنار هم قرار میدهد. راب که در ظاهر دوست و حامی کریس بود، در واقع کینهای عمیق از سیستم Mercy دارد. او برادرش را قربانی دادگاهی میداند که قرار بود با تکیه بر هوش مصنوعی، تصمیمهایی دقیق و عادلانه بگیرد.
راب برای اجرای نقشهاش، چند روز پیش از قتل، برای مهمانی به خانه کریس و نیکول میرود. بعد از مهمانی، در زیرزمین خانه پنهان میشود و منتظر میماند تا فرصت مناسب برسد. وقتی کریس از خانه خارج میشود، راب همسر کریس را میکشد و طوری صحنه را به جا میگذارد که همهچیز به ضرر کریس تمام شود. راب میخواست کریس گرفتار همان سیستمی شود که برادرش را به کام مرگ فرستاده بود. این بار، کریس باید در جایگاه متهم میایستاد و فقط ۹۰ دقیقه فرصت داشت تا ثابت کند قاتل همسرش نیست.
کریس حالا درمییابد که قتل نیکول احتمالا بخشی از نقشه انتقام راب از او و دادگاه است.
پس از کش و قوسهای فراوان کریس رسما از اتهام قتل همسرش تبرئه میشود. اما وقتی میخواهد با دخترش تماس بگیرد متوجه میشود که راب، دخترش را ربوده و با یک کامیون به راه افتاده است.
پلیس متوجه میشود که کامیون پر از مواد منفجره است و راب قصد دارد با کامیون حامل مواد منفجره به دادگاه Mercy حمله کند تا انتقام برادرش را از این سیستم قضایی بگیرد.
حمله به دادگاه و افشای حقیقت
پلیس تلاش میکند کامیون را پیش از رسیدن به مقصد متوقف کند اما موفق نمیشود. راب در نهایت کامیون را به ساختمان Mercy میکوبد و منفجر میشود. در اثر انفجار شدید، شبکههای سیستم Mercy دچار اختلال میشود و کریس برای مدتی در اتاق محاکمه گرفتار میماند. پس از راهاندازی دوباره سامانه، Maddox فعال میشود و امکان خروج او را فراهم میکند.
در صحنه پایانی، کریس با راب در مرکز Mercy روبهرو میشود. پس از درگیری، کریس او را خلع سلاح میکند و میخواهد بکشد؛ اما دخترش بریت و قاضی Maddox مانعش میشوند.
راب توضیح میدهد که هنگام وقوع قتلی که دیوید به خاطر آن قصاص شد، با برادرش تلفنی صحبت میکرده است. اگر این تماس بررسی میشد، میتوانست ثابت کند دیوید در زمان قتل در جای دیگری بوده است. Maddox سوابق و تصاویر مربوط به این تماس را بازیابی میکند و مدرکی پیدا میشود که روایت راب را تأیید میکند.
خیانتی از درون سیستم قضایی
جاق دیالو (Jaq Diallo) همکار کریس در اداره پلیس است. او در تحقیقات پرونده قتل نیکول به کریس کمک میکند و از افراد مورد اعتماد او به شمار میرود. اما در پایان فیلم مشخص میشود که جاق خودش در پرونده اعدام دیوید (برادر راب) مقصر است.
کریس و قاضی Maddox دوباره اطلاعات پرونده قدیمی را بررسی میکنند و سرانجام به حقیقتی میرسند:
جاق دیالو، گوشی دیوید را پس از بازداشتش از پرونده خارج کرده و دور انداخته بود تا نخستین حکم صادر شده توسط سیستم قضایی Mercy موفقیتآمیز به نظر برسد و اعتبار این فناوری زیر سوال نرود. با پنهانکردن این مدرک، او باعث شد دیوید به جرمی که مرتکب نشده بود محکوم و اعدام شود.
آیا میتوان عدالت را به هوش مصنوعی سپرد؟
فیلم Mercy چند سوال درباره استفاده از هوش مصنوعی در نظام قضایی مطرح میکند؛ سوالهایی که با پیشرفت این فناوری، اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
– آیا روزی هوش مصنوعی میتواند به جای انسان قضاوت کند و حکم صادر کند؟
– آیا دسترسی به حجم زیادی از اطلاعات، واقعا به معنای کشف حقیقت است؟ اگر بخشی از ادله ناقص باشد یا کسی عمدا اسناد و مدارک مهم را پنهان کند، آیا هوش مصنوعی باز هم میتواند تصمیم درستی بگیرد؟
– اگر هوش مصنوعی اشتباه کند، چه کسی مسئول است؟ سازندگان سیستم، مأمورانی که اطلاعات را وارد یا حذف میکنند، یا نهاد قضاییای که تصمیمگیری درباره سرنوشت انسانها را به آن سپرده است؟
– آیا میتوان برای برقراری عدالت، به اطلاعات خصوصی همه افراد دسترسی داشت؟ اگر دوربین خانهها، تلفنهای همراه و فعالیتهای آنلاین وارد پروندههای قضایی شوند، چه کسی مراقب است که این اطلاعات مورد سوءاستفاده قرار نگیرند؟
بیشتر بخوانید: