شاه محمدی: با ادغام آزمون‌های کانون وکلای دادگستری و مرکز وکلای قوه قضاییه می‌توان آسیب قانون «تسهیل» را کاهش داد

گفت‌وگوی روزنامه ایران با محمد شاه‌محمدی رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز

در ایران دو مرجع (مرکز وکلای قوه قضائیه و کانون وکلای دادگستری) مسئولیت صدور پروانه وکالت را برعهده دارند؛ آیا روند صدور مجوز وکالت در کشورهای دیگر به این صورت است؟

در سایر کشورها کانون وکلا مرجع صدور پروانه وکالت است در حالی که در ایران علاوه بر ۲۹ کانون وکلای دادگستری، مرکز وکلای وابسته قوه قضائیه نیز مسئولیت صدور پروانه وکالت را برعهده دارند. مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۹ بنا به دلایل و توجیهاتی، به قوه قضائیه اجازه داد تا نسبت به صدور پروانه وکالت اقدام کند.

چرا حداقل آزمون این دو مرجع در هم ادغام نمی‌شود؟

این موضوع، مطلب مهمی است، زیرا با ادغام آزمون این دو مرجع می‌شود آسیب‌های ناشی از قانون تسهیل را کاهش داد، برگزاری دو آزمون جداگانه موجب کاهش تراز و افت سطح علمی پذیرفته‌شدگان می‌شود و اگر بتوانیم از تجربه سازمان سنجش در ادغام آزمون ورودی دانشگاه و برگزاری آزمون واحد بهره ببریم، قطعاً به نفع نهاد وکالت و مردم خواهد بود. اجرایی شدن این پیشنهاد، هم امکان‌پذیر است و هم قابل دفاع، اما نیازمند برنامه‌ریزی است. اجرای این پیشنهاد هم به نفع نهاد وکالت است و هم مردم، به عبارت دیگر برگزاری آزمون و رقابت واحد باعث افزایش کیفیت نتایج و معدل و تراز پذیرفته‌شدگان خواهد شد.

با تصویب طرح تسهیل، نحوه پذیرش کارآموزان وکالت تغییر کرد. این طرح مخالفان و موافقان زیادی دارد؛ کانون وکلا در کدام طرف این چالش قرار دارد؟

این قانون، یکی از بدترین قوانینی بود که بعد از انقلاب راجع به نهاد وکالت تصویب شد. در این قانون نه تنها کانون وکلا، بلکه چند نهاد مدنی دیگر نیز هدف قرار گرفتند و آسیب بسیار سنگینی را متحمل شدند؛ بخشی از پیامدهای این طرح تاکنون مشخص شده و بیشتر نمایندگان موافق این طرح هم، متوجه معایب آن شده‌اند و گام‌های اولیه برای اصلاح این آسیب‌ها برداشته شده است.

برخی معتقدند نگاه انحصارگر کانون وکلا موجب شده تا به این میزان با اجرای این قانون مخالف باشند؛ این قانون باعث شده تا افراد زیادی بتوانند به این حوزه بپیوندند، اینکه آیا این وکیل جدیدالورود صلاحیت وکالت پرونده‌ای را می‌تواند برعهده بگیرد یا خیر، چرا نباید به مردم سپرد؟ بدین صورت که افراد با این قانون وارد حوزه شوند سپس مردم تصمیم بگیرند به چه کسانی اعتماد کنند.

این استدلال، دلیل درستی نیست و با کمال احترام، ظاهری عوام فریبانه دارد، وقتی ۲۹ مرجع قانونی مبادرت به صدور پروانه وکالت می‌کنند و خروجی تصمیم این مراجع به نفع مردم است، چگونه از انحصار سخن می‌گویید؟ متأسفانه موافقان این طرح، اظهارات خود را دقیق و کامل مطرح نمی‌کنند. در صورت بررسی کارشناسی و موشکافانه این قانون خواهید دید که ایرادات مهمی دارد.

نمی‌توان به تمامی دارندگان لیسانس حقوق و متقاضیان کارآموزی، پروانه وکالت داده شود. به‌خاطر اهمیت این حرفه، ابتدا باید ظرفیت‌سنجی کرد و بعد هم استانداردهای علمی لازم برای تصدی این شغل را در نظر گرفت.

سپس از بین افراد واجد شرایط به تعداد مورد نیاز کشور اقدام به پذیرش کارآموزان وکالت کرد. همچنان‌که در زمینه پزشکی نباید بدون رعایت استانداردهای پزشکی و بدون توجه به شایستگی‌های متقاضیان، جان مردم را به دست هر کس سپرد، در امور وکالت نیز که با جان، آبرو و مال مردم مرتبط است باید استانداردهای علمی و مهارتی و نیاز جامعه در زمان صدور پروانه وکالت مد نظر قرار گیرد.

وکیل دادگستری باید حداقل شرایط را داشته باشد تا بتواند از حقوق مردم به خوبی دفاع کند. در حوزه پزشکی، نتیجه بی‌احتیاطی و کم دانشی پزشک، متوجه جان و سلامتی بیمار می‌شود در حالی که در وکالت، نتیجه ضعف دانش ممکن است پیامدهای بزرگ‌تری داشته باشد و علاوه بر جان، مال و آبروی موکل نیز آسیب ببیند.
برخلاف آنچه منتقدان می‌گویند قبل از این قانون هیچ انحصاری نبود، ظرفیت تعیین تعداد وکلا طبق قانون برعهده یک هیأت سه نفره(رئیس دادگستری استان، رئیس دادگاه انقلاب مرکز استان و رئیس کانون وکلا) بود. به این ترتیب که در این هیأت رئیس کانون وکلا در اقلیت بود و اگر دو نفر نماینده قوه قضائیه هر تعدادی را تعیین می‌کردند، معیار پذیرش کارآموز وکالت قرار می‌گرفت.

چون تصمیم هیأت سه نفره تعیین ظرفیت بر مبنای بررسی کارشناسی، اتخاذ می‌شد در طول سه دهه هیچ مشکلی به وجود نیامد و رقابت بین شرکت‌کنندگان باعث می‌شد تا افرادی پذیرفته شوند که دانش حقوقی مطلوبی دارند. از نظر ما فردی که وکالت مردم را برعهده می‌گیرد باید علاوه بر صلاحیت عمومی و اخلاقی، از دانش لازم هم بهره‌مند باشد تا بتواند از حقوق مردم دفاع کند. طرح تسهیل از آنجایی آغاز شد که فعالان حوزه اقتصادی از جمله نمایندگان کمیسیون اقتصادی مجلس، به حوزه قضایی و حقوقی ورود کردند و به جای اینکه با برنامه‌ریزی و ایجاد تحول اقتصادی، ایجاد شغل کنند، درصدد برآمدند تا با صدور مجوز کسب و کار اقدام به آمارسازی شود و به اصطلاح اشتغال‌زایی ایجاد کردند.

ضرورت دارد نقطه‌نظرات افراد و نهادهای مختلفی که قانون تسهیل بر حوزه فعالیت آنها اثرگذار بوده را شنید تا درک کاملی از پیامدهای این قانون به دست آید. وقتی ظرفیت پذیرش وکالت، کارشناسی و سردفتری بین ۵ تا ۱۰ برابر افزایش داده می‌شود، باید به همان نسبت زمینه اشتغال نیز ایجاد شده باشد. حال سؤال اینجاست که آیا اقتصاد ایران، پرونده‌های قضایی و معاملات کشور به این میزان رشد کرده بود؟ به هر حال چون طرح تسهیل، تصویب و تبدیل به قانون لازم‌الاجرا شده است، ما پایبند به این قانون هستیم اما همچنان معتقدیم این قانون ایرادات مهمی دارد و برای اصلاح آن تلاش خواهیم کرد. این قانون در وهله اول به مردم و قوه قضائیه و در وهله بعدی به نهاد وکالت و وکیل آسیب می‌زند.

سایر مطالب:

نوشته های مشابه

‫۷ دیدگاه ها

  1. همه ایران هم وکیل باشن باز خم مشکلی برای افراد ماهر و کاردان به وجود نمیاد. بنده متولد ۶۶ هستم هنوز لا مدرک دکترا کار مناسب و درخور ندارم. چرا ؟ چون آقایان که صاحب کار هستن و در کانون وکلا دستی بر آتش دارن نگران هستن که تعداد وکیل زیاد ود. این فاجعه نیست بزرگواران. فاجعه اینست که الان بدون کنکور و با سوابق در رشته به این مهمی هزاران هزار دانشجو می‌پذیرید که البته کاری و شغلی در آینده نخواهند داشت. فاجعه اینست که بنده و امثال ما ب
    در آستانه ۴۰ سالگی هنوز شغلی که مناسب باشه نداریم آن هم با مدرک تخصص حقوق. این فاجعه است نه اینکه عده ای از آقایان وکیل نگران کاهش دستمزد و حقوق سان هستن. وگر دستمزد بیشتر می‌خواهند پرونده بیشتر میخواهند بسم الله تلاش کنند و از بین هزاران رقیب سربلند بیرون بیان.
    شما سنگ همه جوانان را به سینه بزنید لطفا نه عده ای خاص. ما در این سن فقط شرمنده خانواده و نزدیکان هستیم. پول ماهانه من و امثال من که کم هم نیستن باید از جیب والدین و نزدیکان تامین شود. نگران نباشید خداوند سفره هیچ کس را بدون نان نمیگذارد دست از سر این طرح تسهیل بردارید به جای این به استاندارد سازی سوالات فکر کنید. به جوانانی فکر کنید که آینده ای برای خود نمیبینن نه فقط به جیب گشاد برخی از آقایان وکیل و بزرگوارانی که وکالت یکی از مشاغل ایشان است.
    والسلام

  2. قانون تسهیل صدور مجوزها قدم بزرگی بود که دولت شهید رئیس برداشت . در حوزه وکالت هم باعث شد بسیاری از فارق التحصیلان رشته حقوق بتوانند پروانه وکالت بگیرن حالا افرادی دارند ساز مخالف میزنن و دنبال برگشت به قبل هستند البته مردم خوب می فهمند قبلا حق الوکاله های میلیاردی بود و به نوعی انحصار در این شغل..البته بری بعضی ها حالا دسترسی به وکیل بیشتر و بهتر شده هیچ مشکلی هم برای این حرفه درست نشده تازه دیدگاه‌ها هم برای این منصب اصلاح شده بهتر شد. خلاف مصالح جوانان حرکت نکنید….


  3. سلام من اعتقاد دارم در مشاغلی مانند وکالت و قضاوت علاوه بر اینکه باید فقط یک نهاد اقدام به برگزاری آموزش و پذیرش و گزینش و آموزش نماید خیلی موارد دیگر باید لحاظ شود،اینکه گفتن قانون تسهیل باید اجرا شود و پرونده های زیادی بدون وکیل به دادگاه می‌رود علت کمبود تعداد وکلا نیست بلکه این خانه از بنیان خراب و چون خشت اول کج بوده تا ثریا رفته،این رشته اصلا نباید جز دانشگاه های دولتی پذیرش بشه و با احترام به همه متدین و قشر روحانیت نباید داوطلبان حوزوی ورود کنند و همان طور که همه می‌دانند رشته حقوق زیر شاخه علوم انسانی و رشته حقوق اسلامی ،فقه حقوق و …زیر شاخه الهیات هستند؛باید به فکر آینده وجهه وکالت در دنیا بود و با در نظر نگرفتن زبان های خارجه در آموزش کارآموزان و نبودن منبع آزمون ظلم بزرگی در حق اعتبار رشته حقوق کرده ایم و این خطا غیر چشم پوشی هست.
    نکته دیگر که به ذهنم می‌رسد در آزمون های مربوط به رشته حقوق باید هر نوع امتیاز و هر نوع سهمیه حتی متمایز در درصد آزاد برداشته بشه به طور مثال بخواهم نمونه ملموس بگم خانمی که از من بیست سال بزرگتر بدون آزمون با توجه به نسل و نحوه گزینش در شورای حل اختلاف بدون مدرک مرتبط به امر قضاوت مشغول به کار شده و بعدها با اخذ مدرک فقه و حقوق با دادن آزمون کادر اداری و امتیازات سابقه شغلی هم از کارآموزی معاف شده هم شرط سن لحاظ نشده و هم امتیاز در ضرایب گرفته و عملا این آزمون ها اگر جابجایی صندلی بین خودشان برگزار بشه و ما مجبور به پرداخت هزینه آزمون نشویم.
    در پایان به نظرم کاش تحصیلات حقوق فقط در کشورم در دانشگاه دولتی بود و بجای سه چهارسال هفت ساله بود و اینکه به زبان های عربی و زبان فرانسوی یا انگلیسی حتما مسلط باشند الزامی بود و در پایان دروس تئوری اقدام به آزمونی مشترک بین کانون وکلا و قوه قضائیه برگزار می‌شد و حقوق خوان ها با توجه به پرونده شخصیت رفتاری و روانی که دانشگاه محل تحصیلشان تشکیل داده و نتایج آزمون به دو دسته تقسیم میشدن دسته اول واحدهای عملی کار آموزی در قوه قضائیه لحاظ میشد برایشان و شخصا خود قوه قضائیه بعد دوره کار آموزی به فواصل مشخص اقدام به آزمون می کرد و مدرک لیسانس حقوق اخذ می کردن سپس مشاغل قضایی توزیع می کرد و حکم میزد.
    دسته دوم واحدهای عملی کار آموزی وکالت و کار کردن در دفتر وکالت وکلای تراز کشور لحاظ میشد و کانون وکلا اقدام به برگزاری آزمون هایی در پایان هر فصل می کرد و بعد تایید کانون وکلا مدرک حقوق از دانشگاه صادر میشد و طرف بعد به سرانجام رساندن یک پرونده موفق پروانه وکالتش صادر میشد و این فرصت تا پنج پرونده مجاز بود و اگر نمی‌توانست بین این ها پرونده ایی به سرانجام برساند با مدرک حقوق در آزمون آموزش و پرورش و دستگاه های اجرایی و …مشغول به کار میشد.
    کجا تکراریه

  4. با نضج وگسترش استفاده ازهوش مصنوعی
    بسیاری از مشاغل جهان تظیر وکالت تعطیل می شوند. جناب شاه محمدی عزیز کاش سری به روند دادرسی در اکثر کشورهای اتحادیه اروپا بزنید و اقبال عمومی به تنظیم دادخواست توسط هوش مصنوعی را مشاهده کنید تاسال ۲۰۳۰ خداحافظ حزفه وکالت

  5. در هر صورت چه ادغام بشه چه نشه نیاز به اصلاح اورژانسیه این همه ورودی عرصه وکالت و اشباع اون و نبود پرونده و کار برای وکلای جدیدالورود بجز سردرگمی
    و سرخوردگی چیزی عاید نخواهد شد باید هر دو کانون به فکر بازنشستگی وکلایی که عمری در این کار سرمایه ها کلان اندوخته اند باشند راه رو برای جوانان باز کنن نه بازنشستگی نه صندوق بیمه ای نخ تسهیلاتی برای کانون وکلای مرکز دواطلبین بدون تسهیلات عملا دست و پا بسته هستند بجای پذیرش بی ضابطه بفکر رفع مشکلات وکلا باشید این جسم بی جان نهاد وکالت رو خواهشا نجات بدید که رو به مُوت است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا