رای دادگاه صلح با موضوع: تغییر نام از «محمد» به «فراز»
نمونه رای دادگاه با موضوع: تغییر نام
رای دادگاه
در خصوص دعوای محمد… فرزند… با ولایت… با وکالت آقای صادق موسوی فرزند سعید به طرفیت اداره ثبت احوال شهرستان… به خواسته تغییر نام از محمد به فراز و الزام خوانده به تغییر اسناد سجلی مطابق نام جدید در سند سجلی به شماره … بدین توضیح که وکیل خواهان ابتدائا دادخواست خود را به طرفیت اداره کل ثبت احوال استان لرستان مطرح نموده (که در ذیل همین دادنامه نسبت به آن اتخاذ تصمیم میگردد) و پس از آن دادخواست جلب ثالث خود را به طرفیت اداره ثبت احوال شهرستان الیگودرز مطرح نموده است.
به این شرح که خواهان اظهار داشته:
تمام اقوام و آشنایان و دوستان موکل بنده را از بدو تولد فراز صدا میزنند و در گویش محلی همه اقوام و آشنایان موکل را فراز میشناسند و به این نام مشهور میباشد به نحوی که عملا اسم موکل اینجانب فراز میباشد و در نتیجه این عمل باعث گردیده که نام موکل برای افرادی که وی را میشناسند نامانوس و غیر معمول گردد و در مراجعات اجتماعی دچار دوگانگی و مشکل شده است که این دو گانگی نام موجب بروز مشکلاتی هم چون سردر گمی و موجب به وجود آمدن مشکلاتی برای نامبرده گردیده است. لذا خواستار تغییر نام و تعویض شناسنامه موکل اینجانب از محمد به فراز میباشم.
در ادامه طی جلسه رسیدگی نیز استشهادیه خود را ضم پرونده که مطابق آن شهود به این امر گواهی نموده اند خوانده در لایحه تقدیمی به طور خلاصه اظهار داشته «سند سجلی خواهان بنا به اظهار والدین و توسط مامور صلاحیتدار به استناد ماده ۲۰ قانون ثبت احوال تنظیم و شناسنامه صادر شده در برابر مواد ۱۲۹۰ و ۱۲۹۲ و ۱۲۸۷ قانون مدنی و ماده ۸ قانون ثبت احوال از جمله اسناد رسمی و دولتی محسوب میگردد و نام خواهان نیز از جمله اسامی مصطلح و مرسوم در فرهنگ نامگذاری ایرانی است و به صرف داشتن نام مستعار دلیل متقن برای مسلوب الاعتبار بودن اسناد سجلی نخواهد بود با توجه به اینکه مولی علیه هنوز از صغیر میباشد و با رشید شدن به میل و اختیار و علاقه خود میتواند نسبت به تعیین نام دلخواه خود اقدام نماید و والدین یک مرتبه در بدو تولد نسبت به انتخاب نام فرزند خود اقدام نموده اند و اعطای مجدد این حق به والدین در این زمان که فرزند هنوز به مرحله رشد نرسیده و امکان آن هست در آینده فرزند نام جدید را متناسب نداند و در آن صورت دیگر امکان تغییر نام برای و وی فراهم نیست موجب عسر و حرج ع فرزند میگردد. صرف اشتهار به نام مستعار و یا شهرت فرد در خطابات دلیل متقن برای متزلزل کردن اعتبار اسناد سجلی نمیباشد چرا که داشتن نام مستعار امری متعارف و شایع در بین مردم و گاها مطلوب هم میباشد و از طرفی نام مورد علاقه همان گزاره ای است که مورد خطاب شفاهی قرار گرفته و خواهان در صورت صحت ادعایش قطعاً از مزایای روانی و اجتماعی آن بالفعل برخوردار بوده است لذا تقاضای رد دعوی وی را دارم.»
با توجه به مراتب فوق و
۱- با عنایت به اینکه خواهان دلیل خود را وجود مشکلات ناشی از دارا بودن دو نام برای موکل خود از طرف دیگران قرار داده است و
۲- بر اساس تبصره ۱ ماده ۲۰ از قانون ثبت احوال خدشه ای به رسمی بودن سند وارد نکرده و
۳- با عنایت به محتویات پرونده و اظهارات خواهان به شرح دادخواست تقدیمی و منضمات و مندرجات پیوستی و
۴- همچنین با عنایت به اینکه هر کسی حق انتخاب نام شایسته که زیبنده ی وی و نشان از شخصیت خود باشد را به صورت طبیعی دارد و سلب این حق نمی بایست منجر به تکدر روانی و تشویش خلقیات فرد شود و این امر ممکن است ورود آسیب روحی و روانی برای ایشان را به دنبال داشته باشد و
۵- با التفات به اینکه استفاده از نام فعلی محمد برای خواهان مشکلات عدیده در جامعه و در بین خانواده و اقوام و آشنایان ایجاد نموده و موجب سردرگمی وی گردیده است و
۶- از طرفی نام فراز نیز از اسامی مشهور و مانوس و مالوف بین اقشار جامعه بوده و
۷- نظر به اینکه از جمله حقوق همه افراد جامعه این است که پس از رسیدن به سن قانونی، توان انتخاب نام مورد علاقه را داشته باشند.
۸- از سوی دیگر نام افراد شیرین ترین و مهمترین آوایی است که هر فرد در طول عمر خویش و در سرتا سر زندگی میشنود و ابزاری برای ارتباط و مراودات و تعالی اجتماعی است.
۹- در جمله اسناد بین المللی نظیر میثاق بین المللی مربوط به حقوق مدنی و سیاسی که در ۱۶ دسامبر ۱۹۹۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده و همچنین بند ۱ ماده ۷ کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۱۹۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد که جمهوری اسلامی ایران طی ماده واحده قانون اجازه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک» با این شرط که مفاد آن در هر زمان که در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد یا قرار گیرد از طرف دولت ایران لازم الرعایه نباشد در سال ۱۳۷۲ بدان پیوسته است که وفق ماده ۹ قانون مدنی در حکم قانون داخلی است به حق انتخاب نام به عنوان احد از حقوق بشریت تاکید گردیده است و
۱۰- همچنین خواسته خواهان معمولا جزو احوال شخصیه محسوب و مطابق مواد ۹۵۹ و ۹۶۰ از قانون مدنی سلب حقوق فردی اشخاص ممنوع می باشد و
۱۱- با توجه به اینکه حق هویت فردی از بزرگترین حقوق شخصی افراد به شمار میرود و مصادیق حقوق خصوصی با حمایت از هویت ویژه هر فرد شروع میشود و نام خانوادگی را نیز در بر میگیرد و اعمال هرگونه قواعد اجباری در مورد نام اشخاص مداخله در حقوق خصوصی آنها محسوب می شود و حتی حق بر هویت فردی، به یک فرد اجازه میدهد که تا در معرفی خود به دیگران از نام مستعار استفاده نماید و
۱۲- توجها به مندرجات تبصره یک ذیل ماده فوق الاشاره، موارد محدود کننده ی اصل آزادی در انتخاب نام » از قبیل هتک حیثیت مقدسات اسلامی، انتخاب نام های زننده و مستهجن، عدم تناسب نام با جنسیت احصا شده است و نام فراز » ذیل هیچ یک از موارد جای نمیگیرد و
۱۳- از سوی دیگر با اندکی دقت در این تبصره میتوان دریافت که مقنن اصل را بر «اباحه» ی تمامی نام های انتخاب شده توسط والدین گذاشته است و به عبارتی «نهی» منعکس در تبصره، نوعا «نهی تحریمی» بوده که فقط محدود به موارد منصوص در تبصره است و نمی توان بدون وجود ادله ی قاطع و یقینی هر نامی را به «منهی عنهم» مندرج در تبصره الحاق نمود کما اینکه در مقام شک ، هر گونه تفسیری می بایست تضمین کننده ی «اصاله الاباحه» باشد.
۱۴- هر چند اصل بر حفظ اسناد رسمی است اما هر اصل، استثنائاتی هم دارد و به طور مثال، اداره ثبت احوال در مواردی راسا حق اقدام جهت تغییر نام و دخل و تصرف در سند رسمی را دارد و با این وصف، اداره خوانده نمی تواند به رسمی بودن اسناد و عدم اقدام جهت تزلزل آنها استناد نماید و اقدام دادگاه در چنین دعاوی به معنای تزلزل در اسناد رسمی و بی اعتبار بودن آنها نیست بلکه در راستای نظم عمومی و بدون ورود هرگونه خلل به حقوق شخص ثالث و به عنوان یک استثناء، این دعاوی پذیرفته میشود و تا زمانی که اقدام دادگاه بر خلاف نظم عمومی و قانون و موجب اختلال نظام نگردد خدشه ای بر آن وارد نیست.
۱۵- هر چند نام شناسنامه ای خواهان از اسامی مذهبی و مقبول عام میباشد اما درخواست خواهان جهت تغییر نام، به منزله ناپسند بودن نام فعلی و زیر سوال بردن و بی احترامی به آن نیست و می بایست بین این دو موضوع تفکیک قائل شد. در واقع به نظر میرسد هدف خواهان این است که ضمن احترام به نام فعلی ، نام عرفی ایشان وارد شناسنامه گردد تا از این دوگانگی رهایی یابد.
۱۶- همچنین مذهبی بودن یا نبودن نام هر فرد، به صورت مطلق، نمی تواند شخصیت و رفتار آن شخص را تحت تاثیر خود قرار دهد
۱۷- علیرغم دفاعیات شایسته و پیگیریهای مکرر ریاست محترم اداره ثبت احوال شهرستان… (خوانده دعوی)
لذا با عنایت به مراتب مار الذکر و با توجه به دفاعیات غیر موجه خوانده بشرح لایحه تقدیمی النهایه دادگاه دعوی مطروحه بفرض موجود را مقرون بصحت تلقی و با عنایت به اصل اباحه و عدم ممنوعیت نام انتخابی از سوی خواهان و برابر رای وحدت رویه شماره ۲ مورخ ۱۳۶۲/۰۱/۲۲ که اشعار می دارد نظر به اینکه تبصره ۴ ماده ۳ قانون ثبت احوال مصوب ۱۳۵۵ ناظر به اعطای اختیار به تغییر نام های ممنوع بوده و رسیدگی به سایر دعاوی مربوط به نام اشخاص در صلاحیت محاکم عمومی دادگستری است» مستنداً به مواد ۱ و ۴ و ۲۰ از قانون ثبت احوال و مواد ۱۹۴ و ۱۹۸ و ۲۲۹ و ۲۳۰ و ۲۴۱ از قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۹۹۵ قانون مدنی و همچنین بند ۱۱ از ماده ۱۲ قانون تشکیل شوراهای حل اختلاف و تشکیل محاکم صلح مصوب ۱۴۰۲ و قواعد فقهی لا ضرر با اعتقاد به لسان اثباتی آن و قاعده فقهی عسر و حرج، حکم به الزام اداره ثبت احوال الیگودرز به تغییر نام خواهان از محمد به فراز در سند سجلی صدرالذکر با حفظ سایر مشخصات صادر و اعلام می نماید، رای صادر شده به موجب تبصره ۳ از ماده ۳۳۹ و بند الف ماده ۳۳۵ و مواد ۳۳۱ و ۳۳۴ و ۳۳۶ از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و تبصره ۵ ماده ۱۲ از قانون تشکیل شوراهای حل اختلاف و تشکیل محاکم صلح مصوب ۱۴۰۲ حضوری و قطعی است و با توجه به قطعی بودن رای ، اداره ثبت احوال مذکور پس از صدور رای مکلف به اجرای آن می باشد.
و اما در خصوص دعوای محمد… با ولایت… با وکالت آقای صادق موسوی فرزند سعید به طرفیت اداره کل ثبت احوال استان لرستان به خواسته تغییر نام از محمد به فراز و الزام خوانده به تغییر اسناد سجلی مطابق نام جدید با توجه به اوراق و محتویات پرونده و با توجه به اینکه حسب محتویات پرونده خصوصا مداقه در شناسنامه خواهان، محل صدور سند سجلی خواهان، شهرستان … میباشد و با عنایت به اینکه خواهان می بایست دعوای خود را به طرفیت اداره ثبت احوال شهرستان محل صدور یعنی … اقامه نماید و لیکن این مهم رعایت نگردیده است لذا مستنداً به ماده ۸۹ ناظر به بند ۴ ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی در امور مدنی قرار رد دعوا صادر و اعلام می گردد. قرار صادره قطعی است.
مهدی خسرویان چترودی
رئیس شعبه چهارم دادگاه صلح شهرستان…




مبنای اصلی نقد، ماده ۲۰ قانون ثبت احوال درباره انتخاب نام و محدودیت نامهای ممنوع، و رأی وحدت رویه شماره ۲ مورخ ۱۳۶۲/۱/۲۲ هیأت عمومی دیوان عالی کشور درباره صلاحیت محاکم در دعاوی مربوط به نام اشخاص، هستند.
نقدی بر یک رأی دادگاه صلح در موضوع تغییر نام کوچک از «محمد» به «فراز»
۱. طرح مسئله
رأی مورد بررسی مربوط به دعوای تغییر نام کوچک از «محمد» به «فراز» است. خواهان، که ظاهراً صغیر بوده و دعوا از سوی ولی قانونی او طرح شده، مدعی شده است از بدو تولد در محیط خانوادگی، خویشاوندی و اجتماعی به نام «فراز» شناخته میشود و استفاده از نام سجلی «محمد» موجب دوگانگی هویتی، سردرگمی و مشکلات اجتماعی برای او شده است. دادگاه پس از استماع دفاعیات اداره ثبت احوال و ملاحظه استشهادیه، دعوا را وارد دانسته و حکم به الزام اداره ثبت احوال محل صدور سند سجلی به تغییر نام خواهان از «محمد» به «فراز» صادر کرده است.
از حیث نتیجه، رأی قابل دفاع است؛ اما از حیث شیوه استدلال، استنادها و فن رأینویسی، محل نقد جدی است. در این یادداشت تلاش میشود رأی از دو جهت بررسی شود: نخست، مبانی صحیح و قابل تأیید آن؛ دوم، استدلالهای زائد یا قابل مناقشهای که رأی را از مسیر استدلال قضایی دقیق دور کرده است.
۲. اصل قابلیت استماع دعوای تغییر نام
نخستین نکته مثبت رأی، پذیرش اصل قابلیت استماع دعوای تغییر نام است. مطابق رأی وحدت رویه شماره ۲ مورخ ۱۳۶۲/۱/۲۲ هیأت عمومی دیوان عالی کشور، صلاحیت هیأت حل اختلاف ثبت احوال ناظر به تغییر نامهای ممنوع است و رسیدگی به سایر دعاوی مربوط به نام اشخاص در صلاحیت محاکم دادگستری قرار دارد. بنابراین، دادگاه در اصل ورود به دعوا و رسیدگی به خواسته تغییر نام، مسیر صحیحی را پیموده است.
همچنین نام «فراز» از جمله نامهایی نیست که به موجب ماده ۲۰ قانون ثبت احوال، زننده، مستهجن، نامتناسب با جنس یا مغایر با معیارهای مقرر قانونی باشد. از این جهت نیز مانع قانونی آشکاری برای پذیرش نام جدید وجود ندارد.
با این حال، باید میان «ممنوع نبودن نام جدید» و «وجود جهت موجه برای تغییر سند سجلی» تفاوت گذاشت. صرف مجاز بودن نام «فراز» برای صدور حکم تغییر نام کافی نیست؛ بلکه دادگاه باید احراز کند که تغییر نام در وضعیت خاص پرونده موجه است. در رأی حاضر، این جهت موجه عمدتاً در اشتهار خواهان به نام «فراز» و ایجاد دوگانگی هویتی جستوجو شده است که مبنایی قابل قبول محسوب میشود.
۳. اشتهار عرفی؛ مهمترین مبنای قابل دفاع رأی
مهمترین نقطه قوت رأی، توجه به اشتهار عرفی خواهان به نام «فراز» است. در دعاوی تغییر نام، بهویژه در مواردی که نام فعلی از اسامی ممنوع، مستهجن یا زننده نیست، صرف تمایل شخص یا خانواده معمولاً برای تغییر نام کفایت نمیکند. آنچه میتواند دعوا را از یک خواسته صرفاً ذوقی به یک خواسته حقوقی قابل حمایت تبدیل کند، احراز اوضاع و احوالی است که نشان دهد نام سجلی با هویت عرفی و اجتماعی شخص تعارض پیدا کرده است.
در پرونده مورد بررسی، خواهان مدعی شده است که در خانواده، بین اقوام، دوستان و آشنایان به نام «فراز» شناخته میشود و استشهادیهای نیز در تأیید این ادعا ارائه شده است. اگر دادگاه این اشتهار را احراز کرده باشد، حکم صادره از جهت نتیجه قابل دفاع خواهد بود. زیرا در چنین فرضی، دادگاه در واقع سند سجلی را با هویت عرفی و اجتماعی تثبیتشده شخص هماهنگ میکند، نه اینکه صرفاً به یک علاقه زودگذر یا سلیقه خانوادگی ترتیب اثر دهد.
با این حال، رأی در نحوه احراز اشتهار چندان روشن نیست. از متن رأی معلوم نمیشود شهود استماع شدهاند یا صرفاً استشهادیه پیوست پرونده مورد توجه قرار گرفته است. در دعوایی که مبنای اصلی آن اشتهار عرفی است، بهتر بود دادگاه بهطور شفاف توضیح میداد که این اشتهار چگونه احراز شده است؛ آیا شهود در جلسه رسیدگی حاضر شدهاند؟ آیا استشهادیه به عنوان اماره قضایی پذیرفته شده است؟ آیا قرائن دیگری مانند مدارک آموزشی، پزشکی، ورزشی یا اجتماعی به نام «فراز» وجود داشته است؟ سکوت رأی در این بخش، از استحکام استدلال میکاهد.
۴. صغیر بودن خواهان و ضرورت تحلیل بر محور مصلحت
یکی از مهمترین نقاط قابل نقد رأی، نحوه مواجهه آن با صغیر بودن خواهان است. در رأی آمده است که دعوا با ولایت مطرح شده و اداره ثبت احوال نیز دفاع کرده است که مولیعلیه هنوز صغیر است و پس از رسیدن به سن رشد میتواند شخصاً درباره نام خود تصمیم بگیرد.
دادگاه در مقام پاسخ، به حق انتخاب نام، حق هویت و حق اشخاص پس از رسیدن به سن قانونی اشاره کرده است؛ اما همین استدلال با وضعیت پرونده کاملاً منطبق نیست. اگر خواهان صغیر است، مبنای درست رسیدگی نباید «حق شخص بالغ در انتخاب نام مورد علاقه» باشد، بلکه باید «مصلحت صغیر» و حدود اختیارات ولی قانونی در پیگیری تغییر نام او باشد.
بنابراین استدلال دقیقتر آن بود که دادگاه بررسی کند آیا تغییر نام در وضعیت فعلی به مصلحت طفل است یا خیر. اگر طفل از ابتدا در محیط خانوادگی و اجتماعی به نام «فراز» شناخته شده، استمرار نام رسمی متفاوت ممکن است به زیان هویت اجتماعی او باشد. در این صورت، ولی قانونی میتواند برای رفع این دوگانگی اقدام کند و دادگاه نیز با احراز مصلحت طفل حکم مقتضی صادر نماید.
به بیان دیگر، نتیجه رأی در این بخش ممکن است صحیح باشد، اما استدلال باید بر محور «مصلحت مولیعلیه» بنا میشد، نه بر محور حق شخص بالغ در انتخاب نام. این تفاوت، صرفاً ادبی نیست؛ بلکه از حیث مبنای حقوقی اهمیت جدی دارد.
۵. تغییر نام «محمد»؛ توهین به نام مذهبی یا رفع دوگانگی هویتی؟
از نکات قابل دفاع رأی، تفکیک میان نام فعلی و انگیزه خواهان برای تغییر آن است. اداره ثبت احوال بر مذهبی، مرسوم و مقبول بودن نام «محمد» تأکید کرده است. این دفاع در جای خود قابل توجه است، اما بهتنهایی مانع پذیرش دعوای تغییر نام نیست.
درست است که «محمد» از اسامی مذهبی، محترم و ریشهدار در فرهنگ اسلامی و ایرانی است؛ اما درخواست تغییر این نام لزوماً به معنای ناپسند دانستن آن یا بیاحترامی به آن نیست. ممکن است شخص یا خانواده او با حفظ احترام کامل نسبت به نام فعلی، به دلیل اشتهار عرفی به نام دیگر و مشکلات ناشی از دوگانگی هویتی، خواهان تطبیق سند رسمی با وضعیت واقعی اجتماعی باشند.
دادگاه در این قسمت به درستی میان «ارزش نام فعلی» و «جهت موجه تغییر نام» تفکیک کرده است. این بخش از رأی، از حیث اجتماعی و حقوقی قابل تأیید است.
۶. استناد به اسناد بینالمللی؛ زائد و کماثر
یکی از بخشهای قابل نقد رأی، استناد به میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق کودک است. هرچند حق بر نام و هویت در اسناد بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است، اما در دعوای حاضر، استناد به این اسناد چندان ضروری نیست.
نخست اینکه حق داشتن نام با حق تغییر نام رسمی تفاوت دارد. اسناد بینالمللی عمدتاً بر حق کودک به داشتن نام، ثبت ولادت و هویت تأکید دارند؛ در حالی که موضوع پرونده، تغییر نام سجلی از یک نام قانونی و معتبر به نامی دیگر است.
دوم اینکه قانون داخلی، رأی وحدت رویه و مقررات ثبت احوال برای حل دعوا کفایت میکردند. در چنین وضعیتی، افزودن استنادهای بینالمللی نه تنها ضرورت ندارد، بلکه ممکن است رأی را از مسیر استدلال مستقیم و منضبط خارج کند.
سوم اینکه در رأی، تاریخ تصویب میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز ظاهراً با خطا ذکر شده است. چنین خطاهایی در رأی قضایی، بهویژه وقتی استناد مذکور نقش ضروری در نتیجه ندارد، بهتر است اساساً ایجاد نشود.
۷. مواد ۹۵۹ و ۹۶۰ قانون مدنی؛ استنادی غیرمستقیم و غیرضروری
دادگاه به مواد ۹۵۹ و ۹۶۰ قانون مدنی نیز استناد کرده است. این مواد ناظر به منع سلب کلی حقوق مدنی و محدودیت آزادی اشخاص است. اگرچه میتوان به طور کلی نام را از مصادیق حقوق مربوط به شخصیت دانست، اما دعوای تغییر نام کوچک، بیش از آنکه مستند به مواد ۹۵۹ و ۹۶۰ قانون مدنی باشد، تابع مقررات خاص ثبت احوال، رأی وحدت رویه و قواعد مربوط به اسناد سجلی است.
استناد به این مواد، نتیجه رأی را مخدوش نمیکند، اما از حیث فن استدلال ضرورتی ندارد و رابطه آن با موضوع دعوا مستقیم نیست. رأی قضایی هرچه از استنادهای کمارتباط فاصله بگیرد، از حیث اتقان حقوقی قویتر خواهد بود.
۸. اصل اباحه؛ قابل استفاده در نامگذاری اولیه، نه کافی برای تغییر سند رسمی
دادگاه در بخشی از رأی به اصل اباحه در انتخاب نام استناد کرده است. این استدلال در مقام انتخاب اولیه نام، تا حدی قابل فهم است؛ زیرا اصل بر آزادی اعلامکننده در انتخاب نام است مگر آنکه نام انتخابی مشمول ممنوعیتهای قانونی باشد. اما موضوع پرونده حاضر، انتخاب اولیه نام نیست؛ بلکه تغییر نام ثبتشده در سند رسمی سجلی است.
در تغییر سند رسمی، صرف مجاز بودن نام جدید کافی نیست. دادگاه باید علاوه بر مجاز بودن نام جدید، جهت موجه برای تغییر نام را نیز احراز کند. بنابراین بهتر بود دادگاه به جای تکیه بر اصل اباحه، چنین استدلال میکرد: نام «فراز» ممنوعیت قانونی ندارد و اشتهار عرفی خواهان به این نام نیز احراز شده است؛ از این رو تغییر نام با قانون و نظم عمومی تعارض ندارد.
این بیان، دقیقتر و منطبقتر با ماهیت دعوای تغییر نام است.
۹. قواعد لاضرر و عسر و حرج؛ استنادهایی سنگین برای دعوایی ساده
در پایان رأی، دادگاه به قاعده لاضرر و عسر و حرج نیز استناد کرده است. این استنادها در رأی حاضر بیش از آنکه ضرورت داشته باشند، جنبه تقویتی و خطابی پیدا کردهاند.
برای اعمال قاعده لاضرر یا عسر و حرج، دادگاه باید ضرر یا حرج را به نحو دقیقتر احراز کند. صرف دوگانگی نام، هرچند ممکن است مشکل اجتماعی ایجاد کند، لزوماً به معنای تحقق عسر و حرج فقهی یا ضرر حقوقی به معنای دقیق کلمه نیست.
در این پرونده، مبنای کافی برای صدور حکم همان اشتهار عرفی، عدم ممنوعیت نام جدید، عدم ورود خلل به نظم عمومی و مصلحت صغیر بود. ورود به قواعد فقهی سنگین، رأی را از سادگی و دقت لازم دور کرده است.
۱۰. رسمی بودن سند سجلی و امکان اصلاح آن
دفاع اداره ثبت احوال درباره رسمی بودن سند سجلی از حیث اصل، درست است. سند سجلی سند رسمی است و نباید به آسانی دستخوش تغییر شود. اما رسمی بودن سند به معنای تغییرناپذیری مطلق آن نیست. قانون و رویه قضایی در مواردی امکان اصلاح یا تغییر مندرجات سجلی را پذیرفتهاند.
دادگاه در پاسخ به این دفاع، به درستی بیان کرده است که حکم به تغییر نام، به معنای بیاعتبار کردن سند رسمی نیست، بلکه اعمال اختیار قضایی در چارچوب قانون است. این قسمت از رأی قابل دفاع است؛ مشروط بر اینکه دادگاه جهت موجه تغییر را احراز کرده باشد.
۱۱. ایراد شکلی درباره طرف دعوا
خواهان ابتدا دعوا را به طرفیت اداره کل ثبت احوال استان مطرح کرده و سپس اداره ثبت احوال محل صدور سند سجلی را از طریق جلب ثالث وارد پرونده کرده است. دادگاه نسبت به اداره کل ثبت احوال استان قرار رد دعوا صادر کرده و اداره ثبت احوال محل صدور سند را محکوم کرده است.
از حیث اصولی، طرف صحیح دعوای تغییر نام، اداره ثبت احوال محل صدور سند سجلی است. بنابراین صدور قرار رد دعوا نسبت به اداره کل استان قابل دفاع است. با این حال، استفاده از نهاد جلب ثالث برای وارد کردن مرجع صحیح اداری، از نظر آیین دادرسی مدنی چندان پاکیزه نیست. بهتر بود دعوا از ابتدا به طرفیت مرجع صحیح اقامه میشد.
با وجود این، چون اداره ثبت احوال محل صدور وارد دادرسی شده و امکان دفاع داشته است، این ایراد در نتیجه نهایی تأثیر تعیینکننده ندارد.
۱۲. ادبیات رأی؛ میان رأی قضایی و مقاله حقوقی
رأی از حیث ادبیات، طولانی و در بخشهایی خطابی است. عباراتی مانند «نام افراد شیرینترین و مهمترین آوایی است که هر فرد در طول عمر خویش میشنود» زیبا و انسانیاند، اما رأی قضایی بیش از هر چیز باید مستند، موجز و منضبط باشد.
رأی دادگاه جای مقاله حقوق بشری یا یادداشت فلسفی نیست. زیبایی ادبی در رأی، اگر در خدمت استدلال حقوقی باشد، قابل پذیرش است؛ اما اگر موجب اطاله، پراکندگی و دور شدن از مبنای اصلی شود، به استحکام رأی آسیب میزند.
در رأی حاضر، دادگاه میتوانست با چند مبنای روشن و کافی به همان نتیجه برسد: صلاحیت دادگاه، اشتهار عرفی خواهان، عدم منع قانونی نام جدید، مصلحت صغیر و عدم تعارض با نظم عمومی. افزودن مبانی متعدد و گاه غیرضروری، رأی را طولانی کرده، اما الزاماً آن را قویتر نکرده است.
۱۳. جمعبندی نهایی
رأی مورد بررسی از حیث نتیجه قابل دفاع است. تغییر نام از «محمد» به «فراز»، در فرض احراز اشتهار عرفی خواهان به نام «فراز» و وجود دوگانگی هویتی، با قانون و نظم عمومی تعارض ندارد. همچنین مذهبی و محترم بودن نام «محمد» مانع مطلق تغییر آن نیست؛ زیرا خواسته تغییر نام به معنای نفی ارزش نام پیشین نیست.
با این حال، رأی از حیث استدلال نیازمند پالایش است. استناد به حقوق طبیعی، اسناد بینالمللی، مواد ۹۵۹ و ۹۶۰ قانون مدنی، اصل اباحه، قاعده لاضرر و عسر و حرج، در این پرونده یا غیرضروری است یا نسبت مستقیمی با مبنای اصلی حکم ندارد. علاوه بر این، با توجه به صغیر بودن خواهان، دادگاه باید محور استدلال را بر مصلحت مولیعلیه قرار میداد، نه بر حق شخص بالغ در انتخاب نام.
در یک بیان فشرده، میتوان گفت: نتیجه رأی درست و قابل حمایت است؛ اما رأی در مقام استدلال، بیش از اندازه متراکم، خطابی و آمیخته با مبانی غیرضروری است. نمونه حاضر نشان میدهد که گاه رأی صحیح، با استدلال کوتاهتر و دقیقتر، محکمتر و قابل دفاعتر خواهد بود.
سلام علیکم
از نقد تقریبا کامل شما بر دادنامه با استدلالات حقوقی و فقهی تشکر کرده و امید است این نوع ارتباطات بین اهل فن و دوستان حقوقی ادامه داشته باشد.
درود درود درود .
احسن به چنین قضاتی که استدلال خود را بر پایه قوانین تدوین شده و عرفی بنا مینهند. لذت بردم از مطالعه چنین رای اداری.
درود بر شما جناب قاضی خسرویان چترودی. الحق که با سوادی.
احسنت به اینرای و استدلال قوی آن .
اینکه همچین رایی با چنین استدلالی از قاضی دادگاه صلح صادر بشود جای بسی امید و خوشحالی برای آینده سیستم قضاوت هست
فراز آخه؟ فراز؟
حیف اسم محمد
باسلام حکم صادره واقعاً عین بی عدالتی است چرا که پدر بر فرزند حق مسلم انتخاب اسم دارد… همون طور هم اختیار تغییر نام دارد… چرا باید آن دادگاه بخاطر مصلحت دینی از تغییر نام فرزندش ممانعت فضایی نماید… دین و انتخاب اسم ائمه اختیاری است ن اجباری… قول میدم با این صدور رأی مردم بیشتر از دین اسلام دور می شوند… پس بیاییم با عمل اثبات نماییم که دین اسلام بهترین و سالمترین دین است… همون طور که این چندین سال با اعمال نادرست مردم از دین متنفر کردیم… الان با عمل درست مردم را به دین اسلام پایند کنید